سلطان محمد مطربي سمرقندي

326

تذكرة الشعراء ( فارسي )

سر به پيش افكنده مىآيد به محبوبى و ناز * طرز رفتار و طريق سرگرانى را ببين سوى من مىبيند و پنهان تبسّم مىكند * التفات آشكارا و نهانى را ببين حرف غير آغاز كردى و « هجومى » عذر گفت * تلخ‌گويى را نگر ، شيرين‌زبانى را ببين « 1 » [ 89 ] هشيار [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] هشيار ، غلامكى بود بخيه‌دوزى مىكرد و به قدر ، نظمى مىگفت ، فامّا قمار « شش به چل » را ، بسيار مىباخت و به هيچ زجرى منزجر گرديده ، از آن امر شنيع ممنوع نمىشد . اين رباعى را ، به جهت ملّا يار على محتسب كه وى را به جهت باختن قمار ، تأديب مىنمود گفته بود : رباعى : اى محتسب از شكل تو من بيزارم * تا چند شوى تو در پى آزارم در پيش تو من اگرچه مستم ز شراب * امّا به خدا ، به كار خود هشيارم حضرت قدوة العلما ، مولانا عصمت اللّه گاهى به جهت انبساط ، حكايات مطايبات آميز مىگفتند . روزى فرمودند كه : شخصى قماربازى را ، پيش انداخته ، مىدوانيده تا گرفته ، به درّه ادب كند . ناگاه به جوى آب رسيده‌اند ، چون قمارباز جست زده ، بدان سوى جوى جسته و آن شخص ، بدين جانب جوى معطّل مانده ، ريش خود را ، به دست گرفته مىتافته و قمارباز را تهديد داده ، مىگفته : آخر چند خواهى گريخت و كجا خواهى رفت ؟ ريش تو در دست من است ! قمارباز خنديده ، گفته : مىبايد گوزيد بدان ريشى كه در دست توست .

--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده در همهء ابيات : ( به بين ) .